عشق مامان و بابا ستایشعشق مامان و بابا ستایش، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

✿ برای دخترکم ستایش ✿

دخمل شیرین زبونم

1391/10/10 2:41
313 بازدید
اشتراک گذاری

یه مدتیه که دختر کوچولوم داره سعی میکنه با کلماتی که بلده جمله سازی کنه.گاهی اوقات کافیه من یه جمله کوتاه بگم اونوقت عروسکم سریع پشت سر من اون جمله رو دست و پا شکسته تکرار میکنه یا اگه نتونه با چندتا حرف آهنگ جمله ای که من گفتم رو میگه.

از ماه پیش که نفسم یک سال و نیمگی رو پشت سر گذاشت واقعا حرف زدنش خیلی شیرین شده و پیشرفت کرده و چون میبینه ما کلی تشویقش میکنیم و خوشمون میاد،عروسکم بیشتر دوست داره باهامون حرف بزنه حتی اگه ما متوجه نشیم چی میگه...

یه مدتیه که متوجه شدم حافظه بلند مدت ستایش جون خیلی قوی شده و بکارش میاد.کافیه یه کلمه رو بشنوه سریع یه اتفاق مربوط به اون کلمه به ذهنش میاد و شروع میکنه به زبون خودش درباره اون اتفاق صحبت میکنه...اینکه میگم صحبت میکنه رو جدی میگم...چون حداقل برای من اینجوریه...

هربار که عشقِ کوچولوی من یه کلمه جدید یاد میگیره و با زبون شیرین و صدای نازو دوست داشتنیش اون کلمه رو میگه انگار دنیا مال من میشه و من همون لحظه خدای مهربونم رو بابت داشتن دختر کوچولوی نازم -که با یاد گرفتن هر کلمه یک قدم به هم صحبتِ مامان شدن نزدیک میشه-شکر میکنم.

برای من تصور روزی که دست دخترکوچولوم رو بگیرم و براش از ریز و درشت و بالا و پایین دنیام بگم و اون گوش بده و درک کنه که مامان از چی براش حرف میزنه،و بعد من سراپا گوش بشم و نفسم برام از دنیاش بگه و مامان بشه براش هم صحبت و همرازش،یه رویای شیرین امــــــــــــــــــا واقعیه که خیلی هم برای واقعی شدن ازم دور نیست...

خدایا ازت میخوام که فرشته ی کوچکم و همه فرشته های کوچک زمینی رو حفظ کنی...چون تموم دنیای من و همه مامانها این فرشته های کوچکند.   آمــــــــــــین

حالا میخوام از شیرین زبونی های نازدختر بنویسم.

چند وقتیه که ستایش جون بجای بابا به باباش میگه حوووووووووسی(همون حسین)،انقد هم این کلمه رو بامزه میگه که هرکی میشنوه دوست داره بازم بگه.یعنی یجوری شده انگار کلمه حوسی بجای بابا تو ذهنش نشسته نه اسم باباش و با اینکه خود باباشم کلی خوشش میاد از حووووسی گفتن دخملش ولی من یجورایی دارم شرمنده میشم که دخملمون بجای بابا داره به باباش میگه حوووسی...خجالتالبته بابایی هم بعضی وقتا میگه هاااا(اینو نوشتم که زیادم احساس شرمندگی نکنمزبان)

حتی شیطون بلا به کارت بَن بِن بُن "بابا" هم میگه حوووسینیشخند

چند روز پیش تو کابینت ظرفشویی آب چکه میکرد،همسری داشت نگاه میکرد از کجاست.حالا ستایش از اون روز هی داره واسه من خاطره اون روز رو تعریف میکنه: کایی...حووووسی...آبـــــَه(ترجمه:کایی که یعنی کابینت،حووووسی هم که...زبان،آبـــَه هم که آب)و من هم باید حتما بعدش بگم که آره مامان جان تو کابینت آب جمع شده باباحسین رفت درستش کنه،وگرنه هی اون 3تا کلمه رو تکرار میکنهخمیازه

یه بار هم من روی مبل نشسته بودم،ستایش جون هم اومده بود روی مبل وایساده بود و از سروکول من داشت بالا میرفت،منم خستـــــــــــه،بهش گفتم "ستایش میشه بشینی" سریع برگشت گفت "میشه مییینی"!!!من هم تعجب کردم و هم ذوق کردم چون این اولین جمله دخملم بودمژهتشویق

یا چند روز پیش داشت حسابی شیطونی میکرد و منو کلافه کرده بود که بهش گفتم "لااله الله نکن بچه " همون لحظه ادای منو درآورد و حالا یاد گرفته میگه یایاای یاخنده

و کلی شیرین زبونی دیگه که الان خاطرم نیستلبخند

 

صدای قلب نیست...

                  صدای پای توست که در سینه ام میدوی

                                                              کافیست بایستی،کافیست خسته شوی...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (16)

مونا مامان امیرسام
10 دی 91 2:46
عزززززززززززززیزم قرببونت برم که شیرین زبونی میکنی.دل مارو که بردی دیگه مامان گلت چی بگه


مرسی مونای مهربون
مونا مامان امیرسام
10 دی 91 2:46
عااااشق اینم که بچه ها زبون باز میکنن.
امیرسام که از شیطونی وقت حرف زدن نداره فسقلی


منم همینطور موناجون.
ای جان،فعلا شیطونی براش مهمتره خب
مونا مامان امیرسام
10 دی 91 2:47
اینبار من اول اومدم.خخخ
از حالا داری نقشه غیبت کنون میکشی .وای وای وای


عزززیزم،خوشحالم کردی.نه بابا سمانه و غیبت
مونا مامان امیرسام
10 دی 91 3:52
عااشق شعر اخر پستت شدم.با اجازه بر میدارمش


منم خیلی دوسش دارم.خواهش میکنم
مامان نوژاجوني
10 دی 91 8:20
الهي قربون اين دخمل شيرين زبونمون برم چقدر جالب بود سمانه جون من كه كلي خنده ام گرفت وذوق كردم


خدانکنه مامانی.مرسی از محبتت.نوژاجونی رو ببوس.
محبوبه مامان الینا
10 دی 91 8:49
وااااااااای جیگر طلا کاش من هم حووووووسی گفتنت رو میشنیدم عزیزم





♥ الهه مامان روشا جون♥
10 دی 91 13:59
لااله الله از تو دختر شیرین زبونننننننن.عاشقتم کوچولوی دوست داشتنی.
اسم بابا جونت رو خیلی با مزه گفتی.فامیل روشا حسینیه تو رو خدا یه بار تل بزن خونمون و بگو حسینی.دلم ضعف رفت.ببین بابایی چه کیفی میکنه.
قالب جدیدتونم مبارک.


ما هم شماو روشاجونو دوست داریم خاله جون.
آره بابایی که خیلی دوست داره.
مرسی الهه جون
لیلا مامان پرنیا
10 دی 91 14:25
الهی دختر شیرین زبون زنده باشی خاله جون سمانه جون یه یک سالی صبر کنی دیگه ازبس که حرف میزنه باید پنبه بذاری تو گوشت


ممنون لیلاجون.این وروجک که از همین الان داره مخمونو میخوره
آناهیتا مامانیه آرمیتا
10 دی 91 16:15
ستایش عسلم قلبون اون ادادرآوردنات که مامانو از رو میبری
دوست دارم
همیشه سلامت وشادوشیطون باشی


مرررررسی خاله جونم
آناهیتا مامانیه آرمیتا
11 دی 91 3:29
سمانه جون خصوصی روکه خوندم کلی برام جالب بودوکلی هم فکرکردم که چه حسهای شبیه اما درظاهرمتفاوت بین دونفررخ میده وآدم بی خبره گاهی .
این نشون دهنده رابطه حسها ودلهاست عزیزم


دقیقا همینطوره که میگی عزیزم
مامان ساجده
11 دی 91 19:54
قربونت برم که حسابی شیرین زبونی میکنی
سمانه جان ستایش جونم مثل متینه چه جالب کارهای بچه ها مثل همدیگست
متینم همش باباشو به اسم صدا میکنه مگه زمانیکه کارش گیر باشه که بگه بابا
اینم برای ستایش جون


ممنون از محبتت ساجده جون.آره همه شیطون هاشون مثل همدیگست.
ستایش کارشم گیر باشه باز همون حوووسی رو میگه
نازنین (مامان ثنا)
12 دی 91 0:20
قربونت برم با این شیرین زبونیات خاله جون.
عزیزم تو بهترینی
وافعا شما نی نی ها دوست داشتنی ترین فرشته های زمینی هستید.
دوست دارم عزیزم


خدانکنه خاله جون.
مرسی نازنین جون.آره واقعا درست میگی.
ماهم شما و ثناجونو دوست داریم
خاله افی
12 دی 91 2:20
دوستت دارم جیگرطلای خاله


مرسی خاله افی جووون
مونا مامان امیرسام
12 دی 91 3:06
شرمنده به خدا.
صدای سیستم رو چون هر بلاگ یه اهنگ میذاره قطع کردم نشنیدم شما اومدید.الان دیدم که خیلی دیره


دشمنت شرمنده عزیزم،اشکالی نداره دوست جون.
مونا مامان امیرسام
12 دی 91 3:07
هواااااااااااااااارتا


بیشتر از هواااااااارتا از اینا برای شما
مامان روژینا
12 دی 91 23:12
من موندم این نظرات گوهر بار من چی می شه من که برای این پست کامنت گذاشته بودم ولی من تسلیم نمی شم و دوباره نظر میدم
حالا سمانه جون هی دل من و اب بنداز با این دخمل شیرین زبونت عاشقتم ستایشم بووووووووووووس


عزیزم منم هرچی گشتم نظر گوهربار جامونده ای از شما پیدا نکردم
تا چشم رو هم بذاری روژیناجونم مثل بلبل واست شیرین زبونی میکنه.