عشق مامان و بابا ستایشعشق مامان و بابا ستایش، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

✿ برای دخترکم ستایش ✿

ستایش دخمل 20 ماهه ی شیــــــــطون

1391/11/2 17:41
351 بازدید
اشتراک گذاری

 باورم نمیشه اول یه ماه دیگه اومد و دختر نازم وارد یه ماه جدید از عمرش شد.

برای هرکس اول هر ماه یه معنی و مفهومی داره،اما برای من بیشتر از هرچیز دیگه ای تموم شدن یه ماه و شروع یه ماه نو نشون دهنده بزرگ شدن و رشد نازدخترم هست.

ستایشم حالا یه دختر کوچولوی 20 ماهست با کلی کار و شیطونی و کلمه های جدید.شیرین تر و عزیزتر از قبل برامون شیرین زبونی میکنه و بیشتر کلمه ها رو بعد از من تکرار میکنه و این نشون دهنده ی اینه که چقد این کوچولوها دارن زود بزرگ میشن و حرف زدن با ما بزرگتر ها رو دوست دارن.

چند وقتی بود ستایش جون منو صدا میکرد و میگفت "ماما...دَبایی" منم فکر میکردم میگه دمپایی.ولی یه روز دیدم رفته پشت در خونه و داره میگه "دَبایی"...اونجا بود که فهمیدم میگه "مامان در و باز کن"

عروسکم میره جلوی جاکفشی(میدونه کفشای دوست داشتنی و عزیزش اونجا حبس شدن) و هی با کشی که در جاکفشی رو باهاش بستیم بازی میکنه و کفشاشو صدا میکنه.(آتیتی...کَتو...)

دیروز دیدم هی میگه "چِش" که منظورش همون کش بود.

به چشماشم میگه "چیش" و بعضی وقتا تشخیص "چِش" و "چیش" یکم سخت میشه اگه نگاهش نکنم که نزدیکه جاکفشیه و منظورش کشه.

براش موقع تعویض پوشک شعر میخونم تا بذاره کارمو بکنم(یه مدت این کار از سخترین کارای عمرم شده بود از دست دخملی شیطون)اونم خیلی خوشش میاد.از شعر "توپولویم توپولو..." و "دستمال من زیر..." خوشش میاد و یه بار که خوندم هی تند تند سرشو تکون میده که دوباره بخونم.منم بهش میگم چی بخونم،نازدخترم میگه "توپو  توپو" یا "دَسی یی ییی"

عاشق تقلید از من تو گردگیریه و میاد به من میگه "ماما...دَسی...میس" که یعنی دستمال و شیشه پاک کن رو بهش بدم تا میز و تمیز کنه.البته چه تمیز کردنی...

روزی 100بار فیلمای گوشی منو میبینه اونم با صدای بلند،جوری که من حسابی کلافه میشمکلافهتا گوشی منو میبینه میگه "گوشی" و  "پیل پیل".وقتی عکسا و فیلمای خودشو میبینه با ذوق میگه نی نیلبخند

چند وقت پیش لاک منو نمیدونم چطور پیدا کرد و تونست درشو باز کنه و بریزه رو فرش...اونم لاک قـــــــــــرمزکلافه.حالا تا لکه شو رو فرش میبینه هی میگه "آکا  آکا".بهش میگم کی لاکا رو ریخته رو فرش؟میگه "حوووسی" تعجببیچاره باباحسینچشمک

گفتم که خودش دیگه غذاشو میخوره،البته غذای جامد نه مثلا سوپ و آبگوشت و...که خیلی کثیف کاری نداشته باشه.دیروز داشت ماست میخورد،منم تو آشپزخونه،دیدم هی داره یواش میگه "آکا"،اومدم دیدم داره ماستا رو با قاشق میزنه رو ناخن های پاهاش یعنی لاکهمنتظرتازه پاهاشو به من نشون میداد و کلی ذوق کرده بودابرو

خلاصه دختر کوچولوم خیلی شیطون بلا شده...ولی من

сердечкоعاشقشمсердечко

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (28)

مامان نوژاجونی
2 بهمن 91 17:49
ماشاله چقدرشیرین زبون شده این گل دختری.چقدر ستایش جون خلاقانه اینکارو کرده کلی کیف کردم سمانه جون ببوس گلمونو


مرسی دوست خوبم از محبتت به ستایش جون.
برای نوژاجون
مامان محدثه
2 بهمن 91 18:44
قربونت برم خاله جون چقدر قشنگ کلاماتو میگی
وااای لاکشو ببین


خدانکنه خاله جون.مرسی خاله.
آناهیتا مامانیه آرمیتا
2 بهمن 91 18:49
واااای سمانه جوووون عاشق لاک زدنش شدم عزیییزم
خیلی باحال انداخته تقصیربابای بی گناهش
شیرین زبون ناااازدوست دارم
اینم برای دووووست جاااان ..


جدیدترین مدل لاک
آره بنده خدا
مرسی خاله ما هم شما رو دوست داریم.اینا هم برای شما
نرگس مامان باران
3 بهمن 91 1:07
خیلی بامزه بود از طرف من کلی


چشم.شما هم باران جونو
لیلا مامان پرنیا
3 بهمن 91 1:31
الهی شیطون بلا داری روز به روز خانم تر میشیعسل انقدر لاک زده حرفه ای شده مامان جون


مرسی لیلاجون.
آره عاشق لاک و لاک زدنه
مونا مامان امیرسام
3 بهمن 91 2:36
اااااااااای جان چه لاکهای خووشگلی.جدید اومده نه؟؟؟؟



آره عزیزم،هنوز تو بازار نیست خواستی به خودم بگو
مونا مامان امیرسام
3 بهمن 91 2:42
اونجایی که کار بدش رو میندازه گردن بابا جونش خیلی خیلی بامزه اس.
عااشق اینجور کارهای بچه هام.
یه نی نیه دیگه که دوست خیالی داره به اسم حسین که میندازه گردن اون.بیچاره حسینهاا
اسم بابای امیرسام هم حسینه بهش گفتم ستایش کوچولو چطوری باباش رو صدا میکنه کلی خندید


آره بنده خدا باباش
جدی میگی؟امیرسام هم میندازه گردن باباش؟خیلی باحالن بخدا
باید بشنوی حسین گفتنشو
مامان بنیتا
3 بهمن 91 2:57
شیرین زبون خاله خیلی بانمکی عزیزم..اگه دم دستم بودی حسابی می چلوندمت.
قربونت برم که انقدر بامزه لاک زدی


من بجای شما حسابی میچلونمش مامانی
خدانکنه خاله ی مهربون.
محبوبه مامان الینا
3 بهمن 91 7:21
عزیزم چه با ظرافت لاک زده
ای جوووووونم که میگه حوووووسی لاک ریخته رو فرش
ضمنا خیلی خوبه که شاهزاده خانوم خودش غذا میخوره باورت میشه من هنوز خودم به الینا غذا میدم بس که تنبله حتی آب رو هم میگه مامان بده بخورم


بچم استعدادای زیادی داره.آره خیلی خوبه که از الان استقلال طلبه
ای جان،تنبل نیست،از دست مامانش خوشمزه تره براش.
نیم وجبی
3 بهمن 91 12:11
وای عزیزم چه کار بامزه ایییییییی
ای شیطون بلا



مرسی عزیزم از حضورت
نازنین (مامان ثنا)
3 بهمن 91 13:29
ای شیطون حالا دیگه آثار جرمتو میندازی گردن باباییت ناقلا
خیلی قشنگ حرف میزنی خاله جون خدا حفظت کنه عزیزکم
دوست خوبم تلگراف داری


بیچاره باباش
مرسی خاله،مثل دوستم ثناجون خوش زبونم خاله
مرسی دوستم حتما.
saba
3 بهمن 91 15:26
سلام.وبلاگ واقعا زیبایی دارید من وارد کننده برچسب های دیواری(دکوراسیون منزل) هستم لطفا به وبلاگ من سر بزنید ونظر خود را بگویید واگر مایل بودید تبادل لینک کنیم با تشکر http://dewall.blogfa.com/
مامان ساجده
3 بهمن 91 16:12
خیلی بامزه بود
برای ستایش جونم



مرسی عزیزم.متین جونو ببوس.
مامان آناهیتا
3 بهمن 91 16:27
وای وای چه لاکی زدی عزیزم



سفارش طراحی ناخن پذیرفته میشود
مرسی که بهمون سر زدین
مامان روژینا
3 بهمن 91 23:02
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای اگه اینجا بودی که حسابی می چلوندمت چقدر تو با مزه ایییییییییییییییییییییییییییییییییی خوشم میاد کارش و می ندازه گردن باباش معلومه دیگه چقدر بلاست
بعدشم من دوازدهم عروسی دعوتم سمانه جون ببین ستایش وقت داره برای منم لاک بزنه
بچلونش عشق منوووووووووووووووووووو


من بجای شما حسابی میچلونمش شیطونکو.
بهارجون واسه شما خودم یه نوبت اختصاصی میگیرم ازش
خوش بگذره عروسی.روژیناجونمو بماچ
آناهیتا مامانیه آرمیتا
4 بهمن 91 3:15
سلام دوستم جوابموتوی گپ ندادی
نکنه قهرییییی


سلام آناجون،شرمنده متوجه نشدم
قهر چرا عزیزم؟؟!
دخملیـــــــــــــ ...☀
4 بهمن 91 3:29
الهی قرررررررررررررررررررررررررررررررررررررربونت بشم مردم..روده برشدم...ترکیدم از خنده خاله
قررررررررررررررررررربون اون حوووووسی گفتنت بشم الهی که امام حسین همیشه همراهت باشه شیرین زبونم
ولی مامانی منم دیدم تقصیر بابا بود بچه م درووووووغ نمیگه


خوشحالم باعث شادیت شدم دوست جان.
ممنون از دعای خوبت.
نیم وجبی
5 بهمن 91 0:57
عزیزم خصوصی داری
محبوبه مامان الینا
5 بهمن 91 12:01
دوباره شیرین زبونیتو خوندم کیف کردم عزیزم.با اون چش و چیش گفتنت


مرسی دوست خوبم
✿✿الهه مامان روشا جون✿✿
5 بهمن 91 23:18
قربونش برم چه قدرم مرتب و تمیز لاک زده.
خاله جون ببخشید من مدتی دنبال یه مانیکوریست خوب میگردم که هم تو کارش حرفه ای باشه هم دستش تند باشه اگه قابل بدونی بیام ژیشت.امکانش هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


خدانکنه،میبینی الهه جون از هر انگشت دخملم ده تا هنر میریزه
خاله با اینکه سرم شلوغه ولی برای دوستان همیشه وقت هست
فاطمه و فائزه( زویشا)
6 بهمن 91 1:29
_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤ مهربون همیشگی ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ من آپم ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ گذری ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ نیم نگاهی ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ نظری ¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
_______________________¤¤

ستایش جون خوشگل به وب ما دوتا خواهری هم سر بزن...
آماده تبادل لینک


چشم حتما
آناهیتا مامانیه آرمیتا
6 بهمن 91 15:15
سمانه جون دیشب بیداربودم امادیردیدم کامنتتوبخشید


اشکال نداره دوستم
آناهیتا مامانیه آرمیتا
7 بهمن 91 4:33
سلاااام خوابی دوستم؟
آناهیتا مامانیه آرمیتا
7 بهمن 91 17:40
بروخصوصی دوست جون


مامان دو بهونه قشنگ برای زندگی
8 بهمن 91 2:33
ای جونم چه ابتکاری به خرج داده خوب مامانی ناخن هم کلسیم لازم داره دیگه


دخملم هنرمنده واسه خودش
آناهیتا مامانیه آرمیتا
8 بهمن 91 14:27
دیشب نبودم الان نیستی عزیزم؟
مونا مامان امیرسام
9 بهمن 91 1:52



مرسی موناجون.
مامان نیایش
9 بهمن 91 13:24
سلام از این لحظات لذت ببر مامانی . حرف زدن و کارای عجیب بچه ها توی این سن دیدنیه.



سلام، درسته عزیزم،واقعا کاراشون لذت بخشه.مرسی از اینکه بهمون سر میزنید.